هنگاميكه آقاي خامنه اي به مداحان اهل بيت توصيه ميكند كه صحابه و امهاتالمؤمنين را سب و لعن
نكنند!............
هنگاميكه تسخيري در جمع دهها نفر از علماي اهل سنت و در مقابل انظار ميليونها بينندة تلويزيوني به صراحت اعلام ميكند كه در تهران بيست مسجد متعلق به اهل سنت وجود دارد!؟..............
هنگامي كه شاهرودي در جمع علماي اهل سنت داخل كشور تصريح ميكند كه مسجد شيعه و سني ندارد!............
و آنگاه كه سالانه صدها هزار جلد كتاب چاپ و منتشر، دهها فيلم و برنامة تلويزيوني پخش و منتشر مي شود كه در آنان مستقيم و غير مستقيم به صحابة رسول الله و امهات المؤمنين و چه بسا پيامبر عظيمالشأن اهانت ميشود ...........بايستي توصيه رهبر شيعيان جهان را جدي گرفت!
آنگاه كه سخن شاهرودي و تسخيري را مقايسه كني وبداني كه اهل سنت ايران در تهران نمازخانهاي براي خواندن نماز ندارند در حالي كه يهوديان كنيسه و نصاري كليساي با شكوه ساختهاند....خواهي فهميد كه اين سخنان تقيه و دروغي بيش نيست.
ادامه مطلب
۲- دعوت از برادران مهاجر ايراني براي بازگشت به وطن
۳- اعزام هئيتهاي تبليغي به مناطق اهلسنت:
سخن پاياني
ادامه مطلب
بسم الله الرّحمن الرّحيم
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ * وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ
اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا...
شرط لازم و اساسی براي بنیاد نهادن يك تمدن و فرهنگ بالنده اهتمام به علم و انديشه و بكارگيري آن در تمام ابعاد زندگی است. جوامع اسلامي بالأخص ايرانيان همواره به دانش و فكر مباهات ورزيده و آن را ماية پيشرفت دنيوي و سعادت اخروي دانستهاند.
از اين روي علما و انديشمندان در ميان اين جوامع از جايگاهي ويژه و موقعيتي ممتاز برخوردار بوده و در تمام دورانها اعم از دوران صعود و سقوط نقش كليدي و راهگشايي را ايفا كردهاند.
انقلاب 57 كه نقطة عطفي در تاريخ سرزمين ايران بود يكي از دورانهاي حضور پر رنگ و گستردة علما و انديشمندان در تمام ابعاد انقلاب بود به طوري كه ميتوان يكي از دلايل عمده و و اساسي پيروزي انقلاب را به پيشقدم شدن آنها نسبت داد.
بعد از روي كار آمدن حكومتي بر مبناي انديشههاي افراطي خميني و اعوان او، علما و متفكران به تدريج از صحنة سياسي كشور رانده شدند و جاي خالي آنان را عدهاي روحانينما و فيلسوفنما پر كرد.
وضعيت پيش آمده و التهاب روزهاي آغازين انقلاب زمينه را جهت تصفيه علما و مشاهير و ابقاء عدهاي تندرو فراهم آورده بود به طوري كه در اين مدت بسياري از آنان اعدام وبعضاً روانة زندانها و تبعيدگاهها شدند.
در اين برحه از زمان جامعه ايران بويژه اهل سنت با از دست دادن بسياري از علما و انديشمندان صدمات حبران ناپذيري را متحمل گشت.
بعد از سالهاي جنگ كه ديگر رژيم خود را در در ميداني خالي از رقيب و در جايگاهي دور از قدرت مافوق ميديد پروسة قتلهاي زنحيرهاي را به اجرا گذاشت اين دوران – مصادف با دورة رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني-نقطة اوج بربريت رژيم در حق علما و متفكران بود.
بعد از آنكه رژيم در خاموش كردن چراغ مبارزه ناكام ماند سعي كرده از طرق مختلف و به شيوه هاي نرم افرازي نقش مثبت وضروري اين قشر را از بين برد.
در حال حاضر موقعيت علما و انديشمندان از دو ناحيه مختلف و مهم به خطر افتاده است از يك طرف رژيم با سوءاستفاده از مفاهيم ديني چهرة واقعي اسلام -كه ضرورت وجود علما و انديشمندان است- را در اذهان و افكار عمومي مخدوش ساخته است. رژيم در عوض ترويج فرهنگ "رحماء بينهم" در بين جامعه ايراني اختلافات قومي و مذهبي را عميقتر كرده و فضاي رعب و وحشت اسلامي به جاي رأفت اسلامي حاكم ساخته است. جهان خارج نيز با مشاهده افعال و اعمال اين نظام نفاق پيشه هيچ كه تمايلي به اسلام نشان نداده بلكه با انزجار از اين دين پاك، آن را خطري جدي و پديدهاي وحشتزا احساس كردهاند.
از طرف ديگر رژيم با درك موقعيت و توانايي آنان در جهت دادن و رهبري كردن طيفهاي مختلف جامعه همواره سعي نموده كه با سوءاستفاده از نقش محوري آنان، مردم و حركتهاي مبارزاتي را به سكوت وا دارد.
به عبارتي رژيم با در دست گرفتن نقطة استراتژيكي اجتماع، تمام حركات و فعاليتهاي مبارزاتي را در كنترل خود قرار داده است.
رژيم براي كنترل علما و متفكران جامعه چندين شيوة متفاوت را اتخاذ كرده است. از جمله برنامههاي رژيم ايجاد ديوار بياعتمادي بين مردم و علما بوده است تا بدين وسيله از قدرت و نفوذ آنها جلوگيري كند.
يكي ديگر از برنامههاي رژيم در تنگنا قرار دادن علما( مخصوصاً) با دواير و دفاتر گوناگون چون دفتر نمايندگي ولي فقيه در امور اهل سنت، دادگاه ويژة روحانيت و...ميباشد.
دخالت در امور مساجد، حوزههاي ديني و مناسبتهاي اهل سنت، دستگيري و زنداني كردن علماي مخلص و........از برنامههاي رايج اين سالهاي اين دواير بوده است .
در هفتههاي گذشته مناطق اهل سنت با دو رويداد مهم دست به گريبان بوده كه با علماي كرام در ارتباط است :
اخيراً ( مرداد 86) رژيم در كردستان با دستگيري و بازداشت چندين عالم و ممنوع خطبه كردن بعض ديگر باز فضاي رعب و وحشت سالهاي آغازين انقلاب را در اين مناطق زنده كرده است و با دامن زدن تفرقه در اين مناطق بسياري از برادران ما به شدت در تنگنا قرار داده است.
شوراي مكتب قرآن كردستان كه از برجستهترين حركتهاي ديني در اين مناطق ميباشد وكادر رهبري آن را دوستان نزديك علامه مفتي زاده ( امثال كاك حسن اميني) را تشكيل ميدهد به شدت مورد تهديد واقع گشته است تا جايي كه بسياري از بزرگان آنها مورد ضرب وشتم قرار گرفتهاند.
هرچند امثال اين اعمال در گذشته نيز بسيار بوده اما چيزي كه مشخص است دستان پليد و تفرقه افكنانه رژيم بوده است.
شوراي مركزي با تقبيح اين اعمال غير اسلامي مردم باشهامت كردستانات را به وحدت و رسوا كردن بانيان تفرقه دعوت ميكند و بايستي مردم شريف ايران بويژه اهل سنت اين مطلب را مورد دقت قرار دهند كه تاكنون بزرگترين حربه رژيم در ناكام كردن مبارزات مردمي همان ايجاد تفرقه است كه متأسفانه در اين راستا نيز بسياري از برادران ناخواسته ياريگر دشمن بودهاند.
برادران:
امروزه ما به وفور شاهد قتل و غارت اهل سنت در جاي جاي اين كرهخاكي هستيم اگر بخواهيم تمام مشكلات خود را به گردن ديگران بيندازيم و شانه هاي خود را از زير بار مسئوليت خالي كنم نتيجهاي نخواهيم گرفت و اصلاً معقول نخواهد بود.
اين دوري از قرآن و سنت و تفرق ماست كه راه را براي تجاوز دشمنان باز كرده است.
ما مطمئن هستيم كه روح طيبه علامه مفتي زاده از اين تصادمهاي ناشايست در عذاب است، چگونه آسوده باشد در حالي كه فرزندان روحاني و ياران وفادار وي را آماج چوب و چماق قرار دادهاند!
پس بايد برادران اين نكته را مورد نظر داشته باشند چنين حركتهايي درشأن رهروان راه كاك احمد نخواهد بود و با اين گونه اعمال بيزاري از دين و نفرت از حركتهاي ديني را توجيه خواهد كرد.
شورا بار ديگر با اظهار همدردي با برادران مكتب قرآن از جمله كاك حسن اميني، همگي آنها را به صبر و بردباري و عدم پاسخ نادرست دعوت ميكند، اميد است برادران با ياري و همفكري علماء منطقه اين مشكل را حل و اين زخم عميق را التيام بخشند.
اما رويداد دوم:
مدت مديدي است كه سيستان و بلوچستان به صحنه مانور قدرت رژيم (غير اسلامي ) تبديل گشته تا جايي كه بسياري از هموطنان ما در اين استان از ادامه زندگي روزانه خود عاجز گشته و در يك فضاي رعب و وحشت به سر ميبرند.
فراتر از اين حوادث ناگوار اكنون رژيم توسط عمال خود يك جنگ تبليغاتي گسترده را عليه مردمان اهل سنت اين استان به راه انداخته است به طوري كه در اين اواخر امام جمعه اهل تشيع زاهدان كه يكي از مهرههاي سرشناس اطلاعات رژيم است در سخناني تهديد آميز طلاب وعلماء اهل سنت را به ناداني و تشكيل دولت در دولت متهم كرده است.
گرچه اين سخنان تازگي ندارد و خود رژيم بارها با نشر كتب و پخش رايگان آنها همه اهل سنت جهان را به گمراهي و كفر نسبت داده است اما اين اظهارات در چنين موقعي كه استان از دو ناحيه مهم( سيل و نا امني) صدمه ديده حائز اهميت است.
اگر تاكنون اهل سنت زنده است اين حاصل خون علماي شهيد و هم چنين علماي شجاع و حق گو بوده است.
اهل سنت هيچگاه رهبريت فرد يا عدهاي را كه در خون هزاران بيگناه دست داشته و دارند قبول نكرده و نخواهد كرد. رهبري كه حكم تخريب مساجد، قتل و شهادت علما ( در داخل و خارج ) را صادر كرده چگونه ميخواهد مقام رهبريت خونخواهان آنها را داشته باشد.
رهبريت مافوق آقاي سليماني از جانب خود علماي شيعه ( امثال آقاي قمي، منتطري، بروجردي و ....)زير سوال است چرا كه ايشان شايستگي رهبريت ملت شريف ايران را ندارند.
بايد گفت اهل سنت اين حكومت را نه اسلامي و نه جمهوري ميداند حال چه رسد به اينكه رهبريت آنها را قبول كند.
چگونه رهبريت فردي را قبول كند كه اهل سنت را بزرگترين دشمن خود ميپندارد و با انواع ترفندها در صدد از بين بردن آنها ميباشد
اين فرد در ادامه اظهاراتش گفته كه چند طلبه نادان شعار داده اند كه مولانا عبد الحميد ( امام جمعه اهل سنت زاهدان ) رهبر ماست.
اين فرد چنين افترائاتي را درحالي بيان ميكند كه عدهاي از زابليهاي افراطي دور و بر ايشان را گرفتهاند و با اين تلقي كه علماي اهل سنت پشتيباني ندارند اين سخنان را به زبان رانده است. اهل سنت با وفاداري به علماي نستوه خود هيچ نيازي به رهبريت آقايان ندارد و تا پاي جان به دفاع از علماي خود در هرجاي اين سرزمين ميپردازد.
ايشان گويا اينكه ميخواهد عراق ديگري را در استان به نمايش گذارد، اگر استان ناامن گشته اين حاصل و دستاورد عاليجنابان ميباشد.
به چه جرمي روزانه دهها جوان بيگناه در اين استان اعدام ميشوند چرا تمام امكانات اين استان در دست عدهاي خاص و تندرو قرار گرفته، پس آنچه شما امروز ميبينيد ميوههاي درخت شقاوت و تبعيض شماست.
از يك سو شعار تقريب و وحدت سر ميدهيد از ديگر سو تاب تحمل توشتن امام و امام الاعظم براي اسم امام ابوخنيفه و امام شافعي را نداريد، صحابه و امهات المؤمنين را سب و لعن ميكنيد.
تهران تنها پايتختي است كه اهل سنت مسجد ندارد كدام كشور حتي اسرائيل چنين به اهل سنت ظلم روا داشته است.
پس بايد شما و مافوق شما بداند كه اگر استان بيش از اين ناامن گردد و اين آتش عداوت بيش از اين زبانه كشد دود آن به چشم شما نيز خواهد رفت و ناامني نيز زندگي شما را دربرميگيرد.
دشمنان اهل سنت بايد بدانند كه فرزندان اهل سنت در عالم اسلامي امتحان خود را پس دادهاند و پيروزمندانه ميادين مبارزه و جهاد را فتح كردهاند، اگر پاي عقيده و باور را به ميان آوريد اهل سنت از مرگ در راه خدا هيچ ابائي ندارد و بلكه آن را يك افتخار و سعادت ميداند.
شما ميخواهيد ملت ايران را رودرروي يكديگر قرار دهيد و از آب گل آلود ماهي بگيريد.
پس نداي اهل سنت را بشنويد كه يك صدا فرياد ميزنند ما با ملت ايران مشكلي نداريم و حسن همجواري را به قتل و غارت ترجيح ميدهيم، مشكل ما با جلادان و خونخواران است، آنهايي كه ميلونها نفر از مردم ايران بويژه اهل سنت را مجبور به ترك ديار كردهاند ، هزاران بيگناه را به خاك و خون كشيدهاند و بسياري از هموطنان ما را با كفريات و خرافات خود از دين پاك اسلام راندهاند تا جايي كه به هر دين و مذهب ساختگي پناه ميبرند.
در ضمن اين شعار تنها چند طلبه نيست اين شعار تمام اهل سنت استان است اگر آقاي سليماني باور ندارند پس امسال حتماً در مراسم ختم بخاري شركت كند.
در پايان شوراي مركزي جامعه اهل سنت ايران شما مردم مسلمان را به وحدت، هوشياري و پشتيباني از علماي خود فرا ميخواند تا بلكه با ياري يكديگرحقوق از دست رفته خود را باز بيابيم.
اگر چه وحدت و اتحاد كاري بسيار سنگين و سخت خواهد بود و حتي بعضيها آن را ناممكن مي دانند اما بايد دانست كه ما چارهاي جز وحدت نخواهيم داشت.
هنگامي كه خداوند متعال به امري دستور ميدهد پس آن كار شدني است گر چه موانع نيز زياد باشد و او به امري فرمان نميدهد كه در وسع و توانايي ما نباشد.
علماء شجاع و حقگو آنهايي كه زير بار ناحق نرفتهاند، همواره غمخوار ملت خود بوده اند و براي هيچ احدي جز خداوند كرنش نكردهاند نور چشم جامعه اهل سنت ايرانند و شورا مركزي جامعه اهل سنت از هيچ گونه پشتيباني و دفاع از آنان دريغ نخواهد كرد حال چه در كردستان باشند يا در بلوچستان، گلستان (تركمن صحرا)، خراسان، بندرها و ساير مناطق ايران.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
شوراي مركزي جامعه اهل سنت ايران
http://shurasonnat2.blogfa.com/
محبعلی آبسالان
حسین آتشی کاشی
مجید آذرنگ
عباسعلی آذرنیوشه
علیرضا آقائی
میرمهدی آل داود
عباسعلی آهنگر
حمید رضا آویشی
محمدرضا آکار
عیسی ابراهیم زاده آکباد
علی ابراهیمی
ادامه مطلب
برنامه ويژه تلويزيوني در مورد نقض فاحش حقوق بشر در بلوچستان
عليرغم سكوت خيانت بار بنگاه هاي خبري نظير بي بي سي و صداي آمريكا و غيره در مقابل نشر گزارش عفو بين الملل، يك برنامه ويژه يك ساعت و نيمي تلويزيوني در مورد نقض فاحش حقوق بشر در بلوچستان توسط رژيم جمهوري اسلامي در تلويزيون تيشك ( حزب دمكرات كردستان ايران) در غروب روز شنبه صورت خواهد گرفته. اين برنامه در مورد گزارش اخير عفو بين الملل در مورد جنايات رژيم در بلوچستان است.
شنبه سي و يكم شهريور مطابق با 22 سپتامبر 2007
ساعت 10 شب بوقت ايران ؛ ساعت 8.30 بوقت اروپاي مركزي ؛ ساعت 7.30 بوقت انگلستان
TISHK Television
اين سوألى است که ھمه ما با آن درگير ھستيم و به گمان من جواب درستى براى آن نيافته ايم٬ ما بلوچ ھا اعتقاد به مبارزه مسالمت آميز براى رسيدن به حقوق خود داريم و تا حد امکان از اصول آن نيز پيروى کرده ايم و ميکنيم٬ زيرا پيروى از اصول مبارزه مسالمت آميز منطقى ترين راه حصول حقوق سياسى اجتماعى است. مسلمانان بوسني و ھرزگووين در سالھاى ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۳ نيز از اين اصل پيروى کردند٬ و به مدت ۳ سال قربانى سربھاى ناسيوناليست شدند٬ تا جايى که نزديک به دويست ھزار نفر از مردم بوسنى بدست جلادان ناسيوناليست سرب قتل عام شدند و اتحديه اروپا و امريکا به تحريم تسليحاتى مردم بوسنى ادامه داد٬ وقتى که اتحاديه اروپا و امريکا دست از تحريم تسليحاتى مردم بوسنى برداشت ديگر خيلى براى قربانيان اين جنگ جھنمى دير شده بود ولى مردم بوسنى با امکانات تسليحاتى اندکى که داشتند توانستند جلوى قتل عام صدھا ھزار انسان ديگر را بگيرند. مسلمانا بوسنى به مبارزه مسلحانه روى نياورده بودند که يک ديکتاتور را براندازند بلکه از جان خود دفاع ميکردند و کسى نميتوانست آنھا را تروريست بخواند چونکه مبارزه مسلحانه نميکردند بلکه مسلحانه از مردم خود در مقابل ھجوم و حمله ناسيوناليستھاى سرب دفاع ميکردند. بنابر اين براى جھان و سازمان ملل متحد منطقى بود که حق دفاع مسلحانه مردم بوسنى را به رسميت بشناسند. ما بلوچھا در ايران سرنوشت مشابھى با مسلمانان بوسنى داريم٬ ما به ايران حمله نميکينيم و نکرده ايم بلکه تشيع٬ امامت و امت به مردم بلوچ يورش آوارده است که بنياد بلوچ و مذھب سنى را در بلوچستان بيخ بکند. ما مردمى صلح طلب٬ قانع به آنچه که درايم و دور از دغدغه ھاى سياسى ھستيم٬ اين رژيم ملايان امام زمان است که به خانه و مسجد ما ھجوم آورده است٬ اين سربازان گمنام امامت و امام زمان ھستند که جوانان بلوچ مارا به جوخه اعدام و چوبه دار ميفرستند. اين شياطين ولى فقيه ھستند که کودکان بلوچ را به رگبار مسلسل مي بندند٬ اين مأموران ولي فقيھ ھستند که کشتن بلوچھا را مصلحت نظام ميدانند. ھر انسانى حق دارد از خانه خود٬ زندگى خود٬ از خانواده خود٬ از سرزمين خود دفاع کند٬ چه اين دفاع مسلحانه باشد يا مسالمت آميز. قانونھاى جنايى غربى اعم از آمريکا و اروپا به شھروندان خودشان حق دفاع مسلحانه را ميدھند٬ به عنوان مٽال در آمريکا اگر به منزک کسى تجاوز شود٬ صاحب خانه حق دارد که مھاجم را به رگبار ببندد و محاکمه نيز نشود. براى دفاع از حقوق شھروندان است که در آمريکا شھروندان اجازه حمل سلاح دارند. اين نوع دفاع٬ مبارزه مسلحانه ارزيابى نميشود. آمريکا و اروپا به خود اجازه ميدھند که تروريستھا را د ھر کجاى دنيا که باشند نابود کنند٬ چرا؟ براى اينکه از کشور خود٬ شھروند خود و از خانواده خود دفاع کنند. پس چرا بلوچ اجازه دفاع از سرزمين٬ شھروند و خانواده خود را نداشته باشد.
ما بلوچھا به ايران حمله نکرده ايم٬ ما ھيچ بخشى از خاک ايران را اشغال نکرده ايم بلکه رژيم ولايت سفيه است که به ما حمله ور شده و
قانونھاى جھل و عصر حجر را بر ما تحميل ميکند و ھيح راھى براى اعتراض مسالمت آميز و مذاکره براى ما نگذاشته است٬ ھمه راھھاى گفتگو را بسته است٬ بنابر اين تنھا راه گفتگو با اين رژيم جھل وجنايت٬ مقاومت مسلحانه است٬ به فعاليتھاى بلوچھا در اعتراض به ستمھاى ملى٬ مذھبى٬ فرھنگى٬ اجتماعى و سياسى مبارزه مسلحانه نميشود گفت بلکه مقاومت مسلحانه گفت٬ چونکه اين رژيم سفاک فقط
به مقاومت مسلحانه جواب ميدھد.
تا امروز تنھا راه گفتگو با سردمداران رژيم ولايت سفيه مقاومت مسلحانه است. دولت جمھورى اسلامى حتى اجازه فعاليت خيريه و امدادى به بلوچھا براى کمک رساندن به افراد آسيب ديده طوفان گونو را در بلوچستان نداد٬ که تصور چنين رفتارى براى ھر انساى که از ھر مسلک و مرامى باشد امکان بذير نيست. چرا به سازمانھاى امدادى و خيريه بلوچ اجازه فعاليت کمک رسانى نميدھد؟
مقاومت مسلحانه بلوچھا تحت ھيچ منطقى قابل محکوم کردن نيست٬ تا زمانى که مقاومت مسلحانه بلوچھا شکل تھاجمى بر عليه دولت ايران نگيرد به اين معنى که بلوچھا وارد نبرد مسلحانه براى تسخير شھرھاى ايران فارس نشين ايران نشوند٬ مقاومت مسلحانه بلوچھا
طبيعت تدافعى خواھد داشت و ھيح دولت و سازمانى آنھا را مقصر براى دفاع از خود نخواھند دانست. و بلوچھا امکانات حمله تھاجمى به
شھرھاى ايران نيز ندارند.
اين بايد دليل ما بلوچھا باشد که جنگ ما با جمھورى اسلامى مقاومت بر عليه ستم ملى٬ مذھبى٬ سياسى٬ اقتصادى و اجتماعى است و يک
مقاومت دفاعى است و نه تھاجمى٬ و مقاومت مسلحانه حق طبيعى ماست.
پيام اميد
سپتامبر ۲٠٠۷
اما در بعضى از کشورھا ديوراھايى بالا ميروند که ملتھا را از ھم جدا کنند٬ بستن و بالا بردن ديوار دور فلسطين به دليل دشمنى اسرايليھا با اعراب فلسطين است و به دليل تبعيض صھيونيستى که فقط براى خود صھيونيسھا قابل درک است٬ ولى اگر بگوييم که ديوار دور فلسطينھا بدليل اپارتايد نژادى و مذھبى بر عليه فلسطينيان بالا ميرود٬ غلو نکرده ايم
از طرفى دولت جمھورى اسلامى ايران صحبت از برادرى و اتحاد مسلمانان ميکند و از طرفى ديگر مسلمانان جھان را تقسيم ميکند٬ اين شيوه تقيه سران جمھورى اسلامى است که شمشير دو تيغه را ھميشه متوجه مسلمانان سنى مذھب کنند خصوصٲ مسلمانان سنى مذھب بلوچ.
تقيه شيعه سران جمھورى اسلامى اگرچه از سال ١٣٥٧ بر عليه بلوچ٬ کرد و ترکمن براه افتد٬ ولي تيغ شمشير تقيه شيعه سران جمھورى اسلامى بر عليه بلوچھاى سنى مذھب در اين دو سال حکومت ولايت فقيه محمود احمدى نژاد تيزتر و برنده تر شده است.
جمھورى ولايت سفيه به بھانه مبارزه با قاچاق مواد مخدر و مبارزه با قاچاق کالا٬ ديوارى به طول ٧٠٠ کيلومتر در دست اجرا دارد که اين ديوار از دھکده تفتان بلوچستان ايران شروع ميشود و به شھر پيشين و مند متھى ميشود٬ از شواھد چنين بر مي آيد که اين ديوار براى جلوگيرى از ترانزيت مواد مخدر و قاچاق کالا نيست بلکه ھدف آن ادعاى مالکيت بر سرزمين بلوچستان و بلوچ است که مرز داٴيمى براى ادعاى شيعه اٽنى عشرى ايجاد کند و ملت بلوچ را بة ورطه نابودى بکشاند٬ بلوچھا را بر جان ھمديگر بيندازد و از
آب گل آلود ماھى بگيرد٬ در جوار اين ديوار و در دو طرف آن مين زمينى ضد نفر کاشته شده است که بلوچھايى را که به دامدارى مشغولند ھدف قرار دھد و تلفات بيشترى بر بلوچ وارد کند.
اين جبھه ديگرى است که جمھورى اسلامى بر عليه اين انسانھاى بى پناه بلوچ باز ميکند٬ يکى جبھه دستگيرى و اعدام بلوچھاى ايران در شھرھاست و ديگرى ايجاد راھبندان و گردنه گيرى
افراد سپاه٬ بسيج و تير اندازى به بلوچھاى عبورى است. دستگيرى و اعدام بلوچھا در شھرھا براى جمھورى اسلامى ايران کافى نيست زيرا اين نوع جنايت به تنھايى در ظھور امام زمان کمک نميکند٬ براى تسريع بخشيدن به ظھور امام زمان اياديان امامت و امت بايد جان بلوچھاى بيشترى را بگيرند. اين اٽر نژاد پرستى و تبعيض بر عليه بلوچ آٽار مخربى بر اقتصاد٬ روابط
عشيرتى٬ خانوادگى٬ فرھنگى بلوچ براى ھميشه خواھد داشت که اگر جلوى آن گرفته نشود بايد دست از روابط فرھنگى٬ خانوادگى٬ اقتصادى کشيد و به انتظار بيگانگى بلوچ از يک ديگر نشست.
جمھوري اسلامى ايران بدون اخطار قبلى٬ ساکنين دھکده سوراپ در نزديکى شھر مند را مھاجرت داده و ھيچ نوع غرامتى پرداخت نکرده است٬ دولت گداى پاکستان که بلوجستان شرقى را در اشغال خود دارد نيز ھيچ عکس العملى از خود نشان نداده است٬ حال آنکه سوراپ متعلق به بلوچستان شرقى است.
طبق گزارشات رسيده دولت ولايت سفيه قصد دارد که اين ديوار را دو کيلو متر داخل خاک بلوچستان شرقى که در اشغال پاکستان است احداٽ کند.
اما عکس العمل بلوچھا جه بوده است و جنبشھاى سياسى بلوچستان چه اقداماتى براى جلوگيرى از احداٽ اين ديوار انجام داده اند.
مين گذارى در معابر عمومى بر عليه مردمى که درگير ھيچ جنگى نيستند٬ غير انسانى و غير اصولى و بر خلاف اصول پذيرفته شده انسانى است. بازار قاچاق مواد مخدر و قاچاق کالا فقط بدست سپاه و بسيج است٬ و بلوچھاى خرده فروش کمترين سھمى در اين قاچاق دارند و آنھم اگر داشته باشند که اين يک اگر ناممکن است.
سازمان ملل متحد در سراسر دنيا مشغول جمع آورى مينھاى زمينى است که جان انسانھاى بيگناھى را که گرفتار انفجارات مينھاى زمينى ميشوند نجات دھد٬ سازمان ملل متحد مليونھا دلار خرج پاکسازي مينھاى زمينى
در افغانستان٬ کامبوج و افريقا ميکند که جان کودکانى را که با خطر مينھاى زمينى مواجه ھستند نجات دھد. ولى مين گذارى مرز بلوچستان ايران ھمچنان ادامه دارد و ديوار نيز به سرعت بالا ميرود که ملت بلوچ را از ھم جدا کند٬ جان کودکان٬ زنان و دمداران بيگناه بلوچ را فقط به جرم بلوچ و سنى مذھب بودن بگيرد٬ اين سفاکترين جنايت حاکمان ولايت سفيه بر عاليه ملت بلوچ است٬ سفاکترين جنايت تقيه شيعه بر عليه مسلمانان سنى مذھب است.
اما بلوچھا چه اقدامى انجام داده اند٬ در فلسطين٬ فلسطينيان با سنگ٬ تير کمان٬ مشت و لگد در مقابل جدا ساختن فلسطينيان از بقيه فلسطينيھا ايستاده اند٬
اگر جه ھزاران فلسطينى جان خودرا در اين راه از داده اند ولى خون فلسطينيانى که در اين مبارزات بر زمين ريخته شده٬ رشته اتحاد٬ يکپارچگى٬ نوع دوستى را آبيارى ميکند و امروز شاھد تکميل نشدن اين ديوار آپارتايد در فلسطين ھستيم٬ حال آنکه بلوچھا امکانات بيشترى در اختيار دارند که جلوى تقسيم ملتى را که براى ھزاران سال يکى بوده است بگيرند٬ بلوچھا ميتوانند اعتراضات ھاماھنگى را در ايران و پاکستان ترتيب دھند٬ اعتراضاتي را در اروپا به راه بيندازند٬ بلوچھا ميتوانند مسلحانه به کارگران اين ديوار و مٲموران ساختن اين ديوار حمله کنند٬ حملات مسلحانه به ديوار آپارتايد موجه است و بايد قابل قبول براى ھمه بلوچھا باشد٬ زيرا جدايي مادر از فرزند٬ فرزند از پدر٬ جدايي برادر از برادر٬ پدر از پدر براى ھيچ ملتى قابل قبول نيست و بايد در مقابل آن ايستاد٬ بايد اين عامل تبعيض نژادى٬ مذھبى را از بين برد٬ و مينھاى زمينى ضد نفر رژيم را منفجر کرد که ديگر نتواند بلوچھا را به سان مرغى در قفس بگذارد٬ حمله مسلحانه به اين ديوار جدايى ضرورى و موجه است٬ حمله مسلحانه به اين ديوار تبعيض نژادى و اپارتايد٬ مقاومت مسلحانه است و نه مبارزه مسلحانه که سازمانھاى بلوچ طرفدار مبارزه مسالمت آميز به آن اعترض کنند و تھمت بيجا براى نجات جان بلوچھاى مرزنشين بزنند.
ما بايد از ھر وسيله اى براى تخريب اين ديوار جدايى استفاده کنيم٬ اين وسيله و اھرم چه RPG باشد و چه گلوله کلاشنيکف٬ چه تيرکمان٬ چه سنگ و چوب٬ از ھمه اينھا بايد استفاده کرد.
بلوچھاى نزديک به اين ديوار و احداٽ آن نبايد مواد غذايى به اين جانيان بفروشند٬ آب به اين جانيان ندھند٬
آنھا را راھنمايى نکنند٬ از آنھا نيز خريد نکنند. اين کمترين اقدامى است که بلوچھاى اطراف اين ديوار ميتوانندبکنند.
پيام اميد
سپتامبر ۲٠٠۷
واکنون پای بی حرمتیتان چنان از گلیمتان درازتر که کلام خدا به زیر
چکمه هاتان اینگونه لگدمال و پاره پاره میکنید و نامتان مسلمان می نهید
ای بی شرفان، می پندارید غیرت دارید که دست بر روی زنان و دختران
بلند می کنید مگر توان رویارویی با دلاورمردان بلوچ ندارید .کلام خدا به
کمرتان زند که اینگونه بی شرمانه به آن لگد می زنید.
بدانید این اشتباهتان پاسخی بس سنگین خواهد داشت.
به خدا سوگند از خونتان نخواهیم گذشت وبند بندتان آنچنان جدا خواهیم
کرد که دیگرتوان ماندن خون در رگانتان نباشد چنان تکه تکه های تنتان
ماران سمی بیت رهبری به آسمان بفرستیم که باران نامردی بر بلوچستان
ببارد و از رحمتش سایه ظلمت تا ابد از سر بلوچستان رخت بربندد.چه
زود عاقبت کاوه های ماربردوش و شیبک های جلاد دیروز از خاطر
نکونام ها و شهریاری های امروز رفته که اینگونه گستاخانه به حریم
خانه که هیچ به کلام خدا بی اهانتی می کنید .
شاید می پندارید کس نمی داند از یکسو سنگ اسلام به سینه میزنیدواز
سوی دیگر آنرا بازیچه ای برای چپاول و زورگوی قرار داده اید و تفرقه
بین مسلمین (شیعه و سنی) سرلوحه کار خویش قرار دادید .
سنگ علی به سینه میزنید ای بی شرفان و قرآنی که در سینه اش جاوید
به زیرچکمه پاره پاره.
به خدا سوگند اگر علی می بود لحظه ای برای جهاد درنگ و ذولفقارش
غلاف نمی کرد و خونتان چنان می ریخت که جوی خون نامردان سراسر ایران بپیماید و ازعمان به خزر سرازیر.
و آنانی که مردانگی علی سرمشقتان است اینگونه خموشید؟
اما بدانید که دلاورمردان بلوچ فریب این شیادان نمی خورند وهمچنان از
کشتن این سگهای هار ابایی ندارند.
ای بی خردان مگر از تکه تکه های تن پاسداران سپاهی پایگاه میرحسینی
در آن اتوبوس فروزان چند روزی گذشته که اینگونه فراموش کرده اید و
چون سگهای هار پاچه هر مسلمانی می گیرید.
به خدا سوگند تا قطره ای خون در رگانمان باشد
باشد که از خونتان ریزیم تا که حریمی امن برای ایران فردا به ارمغان
آورد.
یارمحمدزهی(خاش)
خبرنگار تفتان می گوید این نیروها که غالبا دنبال مظنونی بودند بعد از ناکامی در مهمشان چون هیچ مردی در روستا نبود زنان و کودکان را مورد اذیت و آزار قرار داده و چند زن بلوچ را دستگیر کرده و با خود بردند.
انتظار مرگ
و براستی این است حق نجیب مردمان بلوچ که به جرم اسارتشان به سویشان بی درنگ گلوله باران است و خون پاکشان مظلومانه بر زمین .
کنون چگونه باید فریاد زد بی شرمیتان ، چگونه می توان نگاشت جنایتتان ، چگونه می توان گفت که بی حرمتیتان تنها به جرم بلوچ بودنمان است و بس .
و اگر اینگونه سزاوار مرگیم بگذارید بمیریم و اگر مردانگی در وجودمان اندک سو سوئی زند که آتش خشممان برانگیزد ، پس باشد که بی حرمتیمان بینید و خشممان بشناسید و خون گرمتان لمس کنید
باشد که سردارانتان را به سوی دوزخ ابدی رهسپار کنیم که شاید تکه های پاره پاره تنشان اندکی از گرمایش بکاهد .
باشد که خون گرمتان بریزیم چرا که حرمتمان بردید ، جوانانمان کشتید ، خونمان ریختید ای بی حرمتان و بی رحمانه بر افراشتید چوبه های دار را در زندان و صدها تنمان بر دار آویختید .
آری ، خوب می دانیم چرا و خوب می دانید که سزایتان چیست و اگر کنون خموشیم جوابتان با گلوله باران است بر فرق سرتان که دیگر جایی برای رحم نمانده در دل .
و باشد ای سردارانی که راه تهدید پیش گرفته اید بدانید که با جانتان به بازی نشسته اید و عاقبتتان همچون شیبک است و کاوه .
و اگر کنون گریختید و جان کثیفتان در بردید که هیچ ، اما نه ، هر جا که بگریزید در امان نیستید چرا که اینگونه کردید با مردم بی گناه و مظلوم بلوچ .
این بار دیگر نمی توانید بگریزید و هر کجا روید بدانید که مبارزان برای گرفتن جان بی ارزشتان به فراسوی مرزهای بلوچستان آمده اند و جای جای ایران کنون می پاشند خون داغتان بر زمین .
پس منتظر باشید ای نکونامهای بد نام .
یارمحمدزهی
بسم الله الرحمن الرحیم
آغاز ماجرا
ماجرا از آنجا آغاز شد که پس از وفات مرحوم مولوی محمد گل بنیانگذار حوزه علمیه اسلام آباد لوتک در سال 76، فرزند وی مولوی عبد الله حسن زهی به تحریک عده ای خارج از محدوده حوزه های اهل سنت، ادعای میراث بردن حوزه علمیه اسلام آباد زابل را مطرح کرد و بر اساس آن شکوائیه ای علیه مولوی حافظ محمد علی شه بخش که از زمان حیات مولوی محمد گل ، اداره حوزه را بر عهده داشتند به دادگاه ارایه نمود.
ادامه مطلب
به طور خاص، یک گروه مسلح بلوچ به نام جندالله که به جنبش مقاومت مردم ایران نیز معروف است، از سال 2005 به چندین حمله و از جمله حملات مسلحانه (گاه مرگبار) علیه مسئولان و اعضای نیروهای امنیتی، گروگانگیری و کشتن گروگانها دست زده است. حملات دیگری علیه افراد غیر نظامی از سویمقامات به جندالله نسبت داده شده، ولی جندالله مسئولیت آنها را تکذیب کرده است. در پاسخ، نیروهای امنیتی ایران به دستگیری افراد مظنون به ستیزهگری پرداختهاند و با کاربرد شکنجه از آنان «اعتراف» گرفتهاند، که برخی از این اعترافات در تلویزیون نشان داده شده است، و به قتلهای غیر قانونی دست زدهاند. رویههای قضایی جدیدی اتخاذ شده که حق برخورداری از یک محاکمه عادلانه را بیشتر تضعیف کرده است، و کاربرد مجازات اعدام، با افزایش شدید تعداد اعدامهای بلوچها، شدت یافته است.
ادامه مطلب
دشمنان تاريخی بلوچستان دردوران حکومت پهلوی، بخشهای وسيعی ازسرزمين پهناوربلوچستان را جدا وبه استانهای خراسان، کرمان وهرمزگان ضميمه ساختند. نام بلوچستان درکتب ونقشه های ايرانی به "بلوچستان وسيستان" وسپس به "سيستان وبلوچستان" مبدل گشت، بدون آنکه هيچ بلوچی با آن توافق داشته باشد.
پس ازسرنگونی حکومت شا ه درسال ۱۳۵۷زمزمه های شوم ديگری مبنی برتقسيم مجدد بلوچستان به دواستان "سيستان!" و"بلوچستان" به گوش ميرسيد.
درشمال بلوچستان شهرکوچکی بنام زابل موجود است که با ولايت نيمروز(بلوچستان افغانستان کنونی) مرزمشترک دارد. سيستان افسانه ای معروف درافغانستان است وعلم کردن آن دربرابربلوچستان، صرفاً دارای اهدافی سياسی ميباشد.
حسينعلی شهرياری نماينده به اصطلاح زابليهای مقيم زاهدان وحبيب الله دهمرده استاندارتحميلی تهران بربلوچستان، اين تفکرضد بلوچستانی را تبليغ وترويج ميکردند. آنها که اهرمهای قدرت را درمنطقه، با توجه به فارس وشيعه بودن دردست داشتند، نا جوانمردانه به پاکسازی واخراج بلوچها ازارگانهای دولتی وآموزشی بلوچستان پرداخته وزابليهای وابسته به باند خويش را جايگزين آنان ساختند.
اينجاست که طرح تقسيم بلوچستان به دواستان سيستان وبلوچستان، جای خويش را به تصرف کامل بلوچستان وتغييرنام آن به سيستان ميدهد. آنها دررسانه های جمعی خود، تا جائی که امکان داسته باشد، تلاش ميکنند تا نامی ازبلوچ وبلوچستان نبرند و واژه های سيستان وسيستانی را جايگزين آنان سازند و....
سياست بلوچ ستيزی توسط باندهای افراطی زابلی درپناه حاکميت ارتجاعی تهران، ساليان متمادی است که دربلوچستان ادامه دارد و با اعدامهای ناجوانمردانه دسته جمعی فرزندان برومند ملت بلوچ که اينروزها درشهرهای مختلف ايران صورت ميگيرند، وارد فازجديدی گشته است.
اين کوردلان بايد دريابند که اين آتش خاموش شدنی نيست. شرايط کنونی با ۲۵ـ ۳۰ سال پيش تفاوتی آشکاردارد وجوانان وروشنفکران بلوچ به حقوق پايمال شده ملت خويش آگاهی کامل دارند وجهت برقراری واجرای عدالت اجتماعی درمنطقه که توسط باندهای مزدورزابلی لگدمال شده وبه تمسخرگرفته شده است، اسلحه بدست گرفته ومبارزه ميکنند.
تشديد سرکوب وکشتاردربلوچستان طی سالهای اخير، برای جلادان حاکم نتيجه ای معکوس داشته ودرعوض برآگاهی عمومی وسهم خواهی !!! مردم بلوچ به نحوبی سابقه ای افزوده است.
برنيروهای سياسی ومبارزبلوچ است تا به سازماندهی هرچه بهتراوضاع کنونی بپردازند ودسايس باندهای جنايتکارضد بلوچ را درهرشکل ولباسی خنثی سازند. دراين راستا ازتمامی نويسندگان، شعرا، روشنفکران ونيروهای سياسی بلوچ انتظارميرود تا بعد ازاين درنوشته ها وگفته های خويش کلمه سيستان را، جائی که منطقه بلوچستان مورد نظرميباشد، بکارنبرند. سيستان درافغانستان است ودرشمال بلوچستان فقط شهری بنام زابل وجود دارد وبس.
اميربلوچ
۲۶ شهريور۱۳۸۶
سهم ملت بلوچ در دانشگاهای بلوچستان
روز دوشنبه 19 شهریور شهر زاهدان مرکز بلوچستان مهمان نهمین کنفرانس ریاضی کشور بود، این کنفرانس در راستای گسترش فرهنگ ریاضی تبادل آراء ریاضی دانان کشور و شیوه تدریس ریاضی برگزار شد.
ولی هدف اصلی از برگزاری این کنفرانس در بلوچستان پرده نهادن بر تبعیض و بی عدالتی آشکار در بلوچستان و عطف نمودن اذهان به فعالیتهای فریبکارانه رژیم در بلوچستان می باشد که مدتی است در بلوچستان آغاز شده است و رژیم با تبلیغ برنامه های دروغین دنبال سیاستهای استعماری خود با روشی نوین در این نقطه حساس جهان می باشد.
این گونه برنامه ها در بلوچستان برای اولین بار برگزاری می شوند تا به جهانیان چنان وانمود نمایند که بلوچستان مراحل رشد و ترقی را می پیماید و حقائق وحشتناک رژیم و جنایتهای نابخشودنیش از انظار جهانیان و مردم مخفی بمانند.
این کنفرانس در حالی برگزار شد که جامعه اهلسنت بلوچستان از ابتدائی ترین امکانات آموزشی محروم هستند و فرزندان بلوچ که علاقه وافری به تحصیل علم و دانش دارند در زیر شاخه های نخل با سخت ترین وضعیت مشغول تحصیل هستند.
چنین کنفرانسها ئی در حالی برگزار می شود که دانش آموزان بلوچ بنابر وضعیت مملوء از تحقیر و توهین و ضرب و شتم در مدارس از تحصیل مایوس شده و مدارس را به قصد بازارهای بی بنیان ترک می دهند و از سوئی جو مدارس و جامعه طوری در دست یک عده افراطی گرفتار امده که کودکان بلوچ در تحصیل دانش هیچ آینده ای برای خود نمی بییند و چون آموزگاران از همین قشر افراطی هستند که رشد جامعه بلوچ را تهدیدی برای آینده خود می دانند چنین در رشد چنین وضعیت سرکوب تلاش می کنند.
این کنفرانسها در حالی برگزار می شود که جوانان بلوچ که با هزاران مشکلات تحصیلات متوسطه را به پایان می رسانند ومی خواهند وارد دانشگاه شوند با دیو گزینش مواجه می شوند و خود را در برابر دادگاههای تفتیش عقائد قرون وسطائی می یابند که بنابر بر عقیده و مذهب و ملیتشان از ورود به دانشگاه باز می مانند و در نتیجه در دانشگاههای بلوچستان که بیش از هفتاد هزار دانشجو مشغول تحصیل هستند هزار بلوچ به مشکل می توان یافت و اینها هم فقط برای این است که کسی نگوید جوانان بلوچ را به دانشگاه راه نمی دهند ورنه همین عده قلیل هم جائی در دانشگاه نداشت و این عده قلیل هم مورد اذیت و آزار بسیجیان دانشگاهی قرار دارند و ذهنا و فکرا سرکوب می شوند.
و به همین دلیل در این کنفرانسها و مجالس علمی ملت بلوچ هیچ جایگاهی ندارند و یک بلوچ هم در این کنفرانسها نمی تواند حضور یابد و انگار این کنفرانسها برای مهاجران غیر بلوچ برگزار می شوند و یک باند زابلی متعصب در این میان نقش بومی ها را ایفا می نمایند.
دلاور بلوچ
بسم الله الرحمن الرحیم
بدینوسله جنبش مقاومت مردمی ایران به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند که بعد از رحلت جانگداز شیخ التفسیر و الحدیث مولانا محمد عمر سربازی( رحمة الله علیه) برخی از اعضای جنبش که در تغسیل و تکفین و تشییع جنازه مولانا شریک بودند با دیدن آثار خونین و نشانه های سم بر جسم و چهره مولانا به مسموم شدن ایشان مشکوک شدند به همین خاطر جنبش فورا با تشکیل تیم تحقیقاتی به بررسی علل و عوامل وفات مولانا سربازی (ره) پرداخت چنانچه این شک با تلاشهای چند ماهه تیم تحقیقاتی به یقین مبدل شد و فرد مظنون که از طلاب استان خراسان بود در حال فرار در شهرستان ایرانشهر دستگیر شد و جهت بازجوئی و تحقیق بیشتر به پایگاه جنبش انتقال داده شد.و در بازجوئیهای اولیه اعتراف کرد که با مواد سمی کشنده مولانا را به شهادت رسانده است اما با بازجوئیهای فنی تیم اطلاعاتی این طلبه خائن پرده از یک شبکه گسترده وزارت اطلاعات برداشت که این شبکه برای از بین بردن علمای بزرگ اهلسنت از تهران به مدارس دینی بلوچستان اعزام شدند.و این شبکه قصد داشته است شخصیتهائی همچون شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید ، مولانا عبدالرحمان چابهاری ، مولانا محمد علی لوتکی و .... را با مواد سمی بسیار خطرناکی که وزارت اطلاعات در اختیارشان گذاشته بود ترور نمایند.
این ظلبه خائن اعتراف کرد که در خراسان به وزارت اطلاعات فراخوانده شده و از آنجا به تهران اعزام شده است و در تهران همراه چند دوست دیگر آموزشهای لازم را توسط وزارت اطلاعات دیده اند و وزارت اطلاعات یک نوع مواد سمی کشنده که به محض لمس برخورد با جسم انسان جیگر و مغز و چشمان فرد آلوده را از بین می برد در اختیار این افراد می گذارد و آنها را به مدارس دینی مختلف بلوچستان اعزام می کند تا زیر پرده تحصیل ماموریت شوم و ننگین خود را انجام دهند.
جوانان شاخه اطلاعاتی جنبش با تکیه بر اطلاعات دریافت شده از این مزدور یک عضو دیگر این شبکه را نیز دستگیر کردند که به جرم و خیانت خود اعتراف کرده است و اعترافات این دو مزدور در مورد طرح شوم ترور علمای منطقه و همچنین اسامی دیگر اعضای شبکه و اسامی ماموران وزارت اطلاعات به زودی هم در منطقه و هم از شبکه های بین المللی منتشر خواهد شد.
ناگفته نماند که مولانا محمد عمر سربازی( رحمه الله ) شخصیتی بی نظیر ، عالمی وارسته ، عارفی خداشناس ، مجاهدی نستوه ، زاهدی پرهیزگار و شاعری توانا بودند که در علم و عرفان و زهد و تقوا نظیر و مثالی در جامعه اهلسنت ایران ندارند.
ایشان مفتی اعظم اهلسنت ایران بودند که فتاوای ایشان در چندین مجلد بزرگ و ضخیم چاپ شده اند و مردم ایران زمین در دریافت مسائل شرعی از آن بهره می برند.
ایشان یکی از شخصیتهای بزرگ علم و عرفان در جهان اسلام بودند که تشنگان علم و عرفان نه تنها از ایران که از سایر نقاط جهان به کلبه درویشی این مرد بزرگ در منطقه دور افتاده و در میان کوههای سر به فلک کشیده بلوچستان می آمدند و عطش علمی و معنوی خود را دور می کردند.
مولانا سربازی از شاعران بزرگ بلوچستان می باشند که هزاران قطعه شهر در موضوع های مختلف به زبانهای فارسی و عربی و بلوچی سرودند که مجموعه ای از اشعار ایشان در کتابی بنام دیوان عمر منتشر شده اند.
ایشان همچنین بزرگترین نویسنده و مولف جامعه اهلسنت ایران می باشند که بیش از صد جلد کتاب به زبانهای عربی ، فارسی و بلوچی به رشته تحریر در آوردند و یکی از بزرگترین تالیفات ایشان تفسیر گرانقدر و عظیم تبیان الفرقان است که در دهها جلد نوشته و چاپ شده است که به حق از شاهکارهای عظیم جهان اسلام می باشد.
مولانا سربازی (رحمه الله) شخصیتی بودند که از اظهار حق و بیان حقیقت هرگز شانه خالی نکردند و علنا و صراحتا سیاستهای تبعیض آمیز و وحشیانه رژیم را انتقاد می کردند و از جنبش و جهاد و مبارزه علیه بی عدالتی و ظلم دفاع می نمودند. رحمت همیشگی خدا بر ایشان باد
در آخر جنبش به اطلاع مردم بلوچستان می رساند که افرادی که در این رابطه دستگیر شدند بعد از محاکمه به سزای اعمال ننگین خود خواهند رسید و رژیم جهل و جور خمینیسم در برابر این جنایت سبعانه هرگز بی پاسخ نخواهد ماند.
جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله)
بسم الله الرحمن الرحیم
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران به اطلاع عموم مردم بلوچستان می رساند که توطئه شوم و ننگین رژیم زبون و پست ولایت فقیه در به شهادت رساندن عالم برجسته و حق گوی بلوچستان شیخ الحدیث و التفسیر مولانا محمد عمر سربازی با دستگیری فرد خودفروخته و خائن افشا شد.
مولانا محمد عمر سربازی رحمه الله یکی از بزرگترین چهره های علمی و معنوی جهان اسلام و خصوصا جامعه اهلسنت ایران و بلوچستان بود که هیچگاه از بیان حق و حقیقت در برابر زورگویان و مستبدان کوتاه نیامد و تنها عالمی بود که علنا و صراحتا از جنبش و جهاد و مبارزه علیه رژیم دفاع می کرد و بارها چه در مجالس خصوصی و چه در محافل عمومی جنبش را بر حق می دانست و از مواضع جنبش بیباکانه دفاع می کرد.
رژیم جهل و جور ولایت فقیه که توان رویاروئی و گفتگو با این اندیشمند بزرگ جامعه اهلسنت را نداشت و از ترس قیام عمومی جرات دستگیری ایشان را هم نداشت به توطئه ای ننگین ، شرم آور ، ناجوانمردانه و رذیلانه دست یازید و فرد مزدور و خود فروخته ای را برای ریختن مواد کشنده سمی در غذای این عالم بزرگوار اجیر نمود و این مزدور وطن فروش و دین فروش این طرح بزدلانه رژیم را به اجرا در آورد که الحمدلله توسط جوانان غیور بلوچستان دستگیر شد و به جرم پلید خود اعتراف کرد و بزودی فیلم اعترافات وی و همکاریش با وزارت اطلاعات در بلوچستان منتشر خواهد شد تا پرده از جنایت وحشیانه رژیم برداشته شود و مردم بلوچستان به عزائم شیطانی رژیم پی ببرند.
جنبش مقاومت مردمی ایران باری دیگر شهادت این دانشمند فرزانه و عالم ربانی بدست طاغوتیان پست فطرت را به مردم بلوچستان و اهلسنت ایران تسلیت می گوید و از مردم و علما می خواهد در افشای این جنایت ننگین رژیم از هیچ کوشش و تلاشی دریغ نورزند.
همچنین جنبش مقاومت به رژیم پلید ولایت فقیه و مزدورانش هشدار می دهد که جنبش انتقام خون این عالم بزرگوار و دیگر علما و شهدای بلوچستان را خواهد گرفت و بلوچستان را برای جنایتکاران خون آشام رژیم تبدیل به جهنمی سوزان خواهد کرد.
جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله)
بسم الله الرحمن الرحیم
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران به اطلاع عموم مردم بلوچستان می رساند که توطئه شوم و ننگین رژیم زبون و خوار ولایت فقیه در به شهادت رساندن عالم برجسته و حق گوی بلوچستان شیخ الحدیث و التفسیر مولانا محمد عمر سربازی با دستگیری فرد خودفروخته و خائن افشا شد.
مولانا محمد عمر سربازی رحمه الله یکی از بزرگترین چهره های علمی و معنوی جهان اسلام و خصوصا جامعه اهلسنت ایران و بلوچستان بود که هیچگاه از بیان حق و حقیقت در برابر زورگویان و مستبدان کوتاه نیامد و تنها عالمی بود که علنا و صراحتا از جنبش و جهاد و مبارزه علیه رژیم دفاع می کرد و بارها چه در مجالس خصوصی و چه در محافل عمومی جنبش را بر حق می دانست و از مواضع جنبش بیباکانه دفاع می کرد.
رژیم جهل و جور ولایت فقیه که توان رویاروئی و گفتگو با این اندیشمند بزرگ جامعه اهلسنت را نداشت و از ترس قیام عمومی جرات دستگیری ایشان را هم نداشت به توطئه ای ننگین ، شرم آور ، ناجوانمردانه و رذیلانه دست یازید و فرد مزدور و خود فروخته ای را برای ریختن مواد کشنده سمی در غذای این عالم بزرگوار اجیر نمود و این مزدور وطن فروش و دین فروش این طرح بزدلانه رژیم را به اجرا در آورد که الحمدلله توسط جوانان غیور بلوچستان دستگیر شد و به جرم پلید خود اعتراف کرد و بزودی فیلم اعترافات وی و همکاریش با وزارت اطلاعات در بلوچستان منتشر خواهد شد تا پرده از جنایت وحشیانه رژیم برداشته شود و مردم بلوچستان به عزائم شیطانی رژیم پی ببرند.
جنبش مقاومت مردمی ایران باری دیگر شهادت این دانشمند فرزانه و عالم ربانی بدست طاغوتیان پست فطرت را به مردم بلوچستان و اهلسنت ایران تسلیت می گوید و از مردم و علما می خواهد در افشای این جنایت ننگین رژیم از هیچ کوشش و تلاشی دریغ نورزند.
همچنین جنبش مقاومت به رژیم پلید ولایت فقیه و مزدورانش هشدار می دهد که جنبش انتقام خون این عالم بزرگوار و دیگر علما و شهدای بلوچستان را خواهد گرفت و بلوچستان را برای جنایتکاران خون آشام رژیم تبدیل به جهنمی سوزان خواهد کرد.
جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله)
بسم الله الرحمن الرحيم
با سلام و درود به پيشگاه ملت بزرگوار ايران بالاخص ملت مصيبت ديده و مظلوم سيستان و بلوچستان و ديگر مناطق ستمديده ايران زمين....
سلام بر فرزندان كفر ستيز و ظلم ستيز سيستان و بلوچستان....
ملت شريف:
اين بار نيز هم چون گذشته فرزندان غيور و قهرمان شما مردم مؤمن و متدين، ضربات كوبندهاي را بر پيكر نيروهاي استعمارگر و افراطي رژيم (به اصطلاح) فقيه وارد ساختند.
بنا بر اطلاعات بدست آمده صبح روز جمعه (9/6/1386) مبارزان جان بر كف سيستان و بلوچستان با فرماندهي حاج محمود محمدي، با نصب مين كنار جادهاي در منطقه "شورو و پير سوران" عدهاي از عمّال رژيم وابسته به پايگاه" محمد رسولالله" را به هلاكت و جمعي را نيز مجروح ساختند.
پايگاه مذكور كه در دامنة كوه بزرگ منطقه واقع است و با دارا بودن چند هزار نيرو همراه با تسليحات پيشرفته، نقش اصلي سركوب و كشتار را در اين منطقه بازي ميكند.
در صورتي كه نيروهاي نظامي بايستي در چنين مناطق استراتژيكي بر مرزها و حدود كشور نظارت و دفاع كنند، اما متأسفانه رژيم با استفاده از اين پايگاه مردم بيدفاع بلوچستان و منطقه را هدف قرار داده است و گرنه چه توجيه صحيحي مبني بر وجود آن در غرب زاهدان دارد؟
در اين عمليات كه در پاسخ به ظلم و ستمهاي رژيم در حق مردم منطقه صورت گرفت به هيچ كدام از فرزندان مبارز آسيبي نرسيد.
ملت بزرگوار ايران:
از آنجا كه رژيم غير انساني و اسلامي سايه ظلم و ستم خود را بر مناطق بلوچنشين گسترانده و روزانه با اعدام دهها نفر از فرزندان اين ملت با نسبتهاي و تهمتهاي ناروا همچنان روية نسلكشي را ادامه ميدهد، مبارزان با پيشنهادن جان و مال خود، راه دفاع و مبارزه را در پيش گرفته و به انتقام خون بي گناهان و بيدفاعان برخواستهاند.
رژيم با افروختن جنگي نابرابر در اين منطقه، مردم مظلوم و بيگناه را به بهانههاي واهي و بياساس نشانه گرفته و عملاً يك نسلكشي پنهان را به راه انداخته است و همواره با به هم بافتن اكاذيب و افترائات چهرة پاك مبارزات مردم اين خطه را مكدر كرده و با نسبت دادن مبارزان به القاب اشرار و قاچاقچي سعي در لاپوشاني جنايات خود دارد.
اين در حالي است كه رژيم با پشتيباني و تشويق عدهاي معدود از خائنان زابلي روزانه دهها جوان اين سرزمين را به جوقة اعدام سپرده و بزرگترين جنايات و تبعيضات را بر مردم آن روا داشته است.
اين عده كه خود را تشيع سرخ علوي معرفي ميكنند با به دست گرفتن پستهاي مهم دولتي و لشكري در استان بيشترين تبعيض و ناعدالتي را در منطقه موجب شدهاند به طوري كه منشأ و عامل اصلي تصادمها و برخوردهاي نظامي سيستان و بلوچستان، افكار و عقايد تندروانه و شوونيستي همين گروه اندك ميباشد.
در حالي كه استان با تمام گوناگونيهاي زباني و قومي ( و حتي مذهبي ) همواره شاهد يك زندگي مسالمت آميز بوده اين عده با دستاويز قرار دادن مفاهيم افراطي و خرافي و جلب حمايت گسترده رژيم، استان را به سوي عراقي ديگر سوق ميدهند.
چنانكه رژيم نيز با تبليغات گسترده چنين القاء كرده كه اين جنگ، جنگ شيعه و سني است و با كمك و ياري قدرتهاي بزرگ جهاني صورت ميگيرد!
سازمان مبارزان سيستان و بلوچستان، سازماني بدور از هرگونه وابستگي و با استقلال تمام، اعلام ميدارد كه اين جنگ، جنگ حق و باطل و جنگ ظالم و مظلوم است و هيچ نسبتي با قرائتها و تعاريف كذب رژيم ندارد.
چنانچه مسئولان و ايادي رژيم ظلم پيشه، دست از جنايات خود برنداشته و به اعدامهاي نارواي فرزندان اين آب و خاك پايان ندهند، بايستي منتظر روز كارزار حق و باطل و سرانجام روز نصر و پيروزي مظلومان باشند.
امروز آتش اين جنگ از بلوچستان زبانه ميكشد و اگر طاغوت و طغيانگران، بر قتل و كشتار خود پا فشاري كنند، فردا شعلههاي اين آتش بزرگ، دامن يك يك آنها را خواهد گرفت.
اگر امروز فرزنداني از نسل مظلوم سيستان و بلوچستان بدين راه و روش روي آوردهاند و چنين با صداي بلند فرياد بر ميآورند اين نتيجه و اثر طبيعي آن پنجههاي خونين رژيم است كه حلقوم اين ملت ستمديده را به هم ميفشارد.
سازمان مبازران، رژيم و اعوان او را به عقلانيت و پيش گرفتن راه خردمندان و عدالتمنشان فرا ميخواند، و اگر هم چنان بر كشتار و نسل كشي ملت مسلمان بلوچ اصرار ميورزند خود را به امواج سهمگين خون مظلومان سپردهاند كه قطعاً راه و گريزي از آن نيست و آنگاه پشيماني سودي نخواهد داشت.
در پايان همة ملت ايران بويژه ستمديدگان و مظلومان را به ادامة راه مبارزه و حقطلبي تا تحصيل حقوق حقه خود توصيه كرده و به دفاع از مردم پاك خطة سيستان و بلوچستان فرا ميخوانيم.
چنانچه نسبت به جنايات صورت گرفته در اين منطقه، موضع سكوت و بيتفاوتي اتخاذ شود پس دانسته يا نادانسته، نظام ظلم و جور مورد مساعدت قرار گرفته است پس نداي سيستان و بلوچستان را بشنويد كه فرياد آزادي برآورده است.
درود بر مبارزان راه خق و حقيقت.
و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته
شاخة نظامي سازمان مبارزان سيستان و بلوچستان
10/6/ 1386
"خواهان این نیستیم که خون کسی ریخته شود یا انسانی حقوقش پایمال شود ولی اگر بنا بر این باشد که شما حق ما را به روش قانونی ندهید ما حق خود را به همان روشی که شما آنرا از ما گرفتید آنرا از شما پس میگیریم."
این جمله بسیار پر معنی و با قدرت از دهان کسی خارج شد که رژیم خفقان و ارعاب جمهوری اسلامی را به جنگ سیاسی ، مسلکی و مذهبی طلبیده و ارکان رژیم را بلرزه درآورده است. وحشت درونی رژیم از قیام مسلحانه مردم بحدیست که برای کشتن یکنفر دو سپاه مجهز و تا دندان مسلح و کامل را به بلوچستان اعزام نمودند. از همان ابتدا فرماندهان مزدور اعلام کردند که ویرا در محاصره کامل دارند و راه فرار ندارد. بارها وعده 24 ساعته داند که همه چیز تمام است ولی از آنجا که رژیم مثل همیشه با دروغ و سیاست ترور و مشت آهنین قصد برخورد با واقعیات را دارد و همیشه زیر پوشش مظلومیت! امیال و افکار شیطانی خود را بمرحله اجرا میگذارد ..... حدود 40 نفر از کشاورزان و روستائیان و مسافران عبوری و مردم عادی را ناجوانمردانه هدف گلوله های تانک و خمپاره و بالگردهای جنگی نموده و هر بار نیز اعلام کردند که غائله تمام شده است!
رژیم مانند همیشه توسط بوقهای دولتی و حقوق بگیر ، دو بار وی را کشته و سه بار زخمی و دو بار اسیر کرده است! بار آخر حدود دو هفته پیش ویرا در پاکستان کشتند ولی هنوز این سردار سرزمین یعقوب لیث سرفراز ، زخم های شدید و کشنده به بدنه لرزان رژیم متعفن و خونخوار میزند. پروپاگاندهای دولت جمهوری ضد خدا و بشر ، تهمت های بسیار بوی زده و ویرا جاسوس و حقوق بگیر غرب (صد البته نه شرق) ، عنصر فریب خورده ، کافر حربی ، قاچاقچی ، ضد انقلاب ، تروریست ، آدمکش ، حقوق بگیر وهابی ، طلبه بن لادن ، عضو طالبان و .... نام نهاده ولی مردم آزاده بلوچ و کلا جنوب شرقی ایران دست و دل خود را بروی وی گشاده و از عبدالمالک ریگی بعنوان یعقوب لیث زمان نام میبرند.
دولت مهرورزی تا کنون تعدادی از اعضاء خانواده ویرا در ملا عام اعدام وگروهی از اعضای خانواده و حتی زنان و کودکان وابسته را دستگیر و در بیغوله های رژیم ، زیر شکنجه و آزار روحی و روانی قرار داده و به اسارت گرفته اند. بار ها بطور مستقیم و غیر مستقیم با ترفندهای مختلف قصد کشتن ویرا داشته اند که نه فقط بی نتیجه مانده بلکه نفس حیوانی رژیم را بر همگان هویدا نموده است. سعی کامل سپاه پاسداران و قوای ارعابی آن است که کشتار بلوچها را انگ انسانی بزنند و حقایق کشتار بیگناهان و ویرانی و بیکاری و فقر و ظلم را در سیستان و بلوچستان سرپوش گذارند.
بیش از یکسال است در سیستان و بلوچستان حکومت نظامی کامل برقرار است ولی هنوز ضربه های مهلک و ناگهانی عبدالمالک ریگی چنان رژیم منفور را مستاصل و گمراه نموده و چنان مزدوران ارسالی در زیر فشار روحی و روانی بسر میبرند که آمار خودزنی ها زیاد و بارها ماموران از روی ترس و حماقت بر روی همقطاران خود آتش گشوده و یکدیگر را زخمی یا به قتل رسانده اند و طبق معمول آنانرا شهید اعلام کرده اند.
هنوز در جنوب شرقی ایران فقر و ناعدالتی و اعمال خشونت بیداد میکند و رژیم بجای مرحم بر زخمهای عمیق عمومی فقط وعده و وعیدهای دنیای دیگر را میدهد. ایران به بسیاری از ریگی ها نیازمند است تا حق مردم ایران را از این ضد انسانهای زمانه بگیرند.
راهت برقرار و پر همراه باد ریگی
ورجاوند
نقل از تفتان

جنبش مقاومت (جندالله) از آغاز تا الان
تقریبا اواخر سال 82 بود که چهار جوان از مناطق مختلف بلوچستان (زاهدان ، سراوان ، سرباز و خاش) که جهت دیدار دوستی به روستائی در سراوان رفته بودند بعد از گفتگوئی مفصل و طولانی در مورد حوادث جاری در ایران و سیاستهای تبعیض آمیز رژیم ولایت فقیه و ظلم و ستم و تجاوز و توهین به مردم بلوچ و اهلسنت بدون اینکه میزبان خود را مطلع کنند برنامه ای برای راه اندازی یک تشکل مطرح نمودند اگر چه آنوقت فکر نمی کردند بتوانند به پیروزی برسند و حتی می گفتند از این زندگی پر ذلت و خفت همان بهتر که کشته شویم و شاهد ذلتهای بزرگتری نباشیم.
این چهار جوان قبل از آن در راستای اصلاح جوانان و رشد جامعه و مبارزه با اعتیاد فعالیتهای زیادی کرده بودند و خصوصا در شهر زاهدان کمتر جوان بلوچی بود که این چهره ها را نشناسد زیرا که این جوانان و خصوصا فردی که بعدا به عنوان رهبر این گروه برگزیده شد به هر مجلسی و هر محفلی می رفتند و جوانانی را که به دام اعتیاد افتاده بودند را نصیحت می کردند و حتی بعضی وقتها گریه می کردند و به جوانان می گفتند دشمن از این که شما معتاد شوید خوشحال می شود چون اعتیاد هر جوانی از قدرت این ملت و مردم می کاهد و این خواسته و آرمان دشمنان ماست و در این زمینه موفقیتهای زیادی بدست آوردند و بسیاری از جوانان که قبلا اینها را نمی شناختند به دعوتشان لبیک گفتند و از مواد خانمانسوز مخدر دست کشیدند.
به همین خاطر بود که با آغاز فعالیت برای ایجاد یک تشکل جمع کثیری از جوانان به این گروه نوپا پیوستند و آنجا بود که این جوانان پی بردند که می توانند به هدف خود برسند و بعد از تشکیل چندین جلسه همه اعضاء به اتفاق آراء جوانی را که از نظر سنی از همه کوچکتر ولی از نظر علم و دانش و استعداد و صلاحیت از همه برتر بود را به عنوان رهبر گروه تعیین کردند و اگر چه حرکت در ابتدای کار بود و اعضایش از 30 نفر بیشتر نبودند اما با تاکید رهبری کمیته مرکزی و شاخه های مختلف معین شدند و در همان آغاز یک شاخه نظامی و یک شاخه فرهنگی و یک شاخه سیاسی که هر کدام فعالیتش جداگانه البته تحت نظارت کمیته مرکزی باشند ساخته شد و وظائف و مسئولیتهای همه برای مسئولین و اعضای شاخه ها بیان گردید و به صورت مکتوب مدون شد.
فعالیتها آغاز شد و در مدتی کوتاه این تشکل کوچک که به خاطر اینکه خود متعهد به اسلام بودند و 100 درصد مردم بلوچستان مسلمان هستند نام جندالله را برای خود برگزیدند و در هر سه زمینه نظامی و فرهنگی و سیاسی به موفقیتهای کلانی دست یافتند و تبدیل به یک جنبش عظیم انقلابی شدند که هزاران جوان بلوچ از اقشار مختلف بدان پیوستند و جنبش برای اولین بار در مردم بلوچستان امید رهائی و آزادی پیدا کرد و بر خلاف گروههای گذشته که منحصر در عملیات نظامی و یا دور از وطن منحصر در فعالیت سیاسی مایوسانه ای بودند جنبش با تشکیل دادن گروه فرهنگی و تبلیغاتی و سیاسی و نظامی مقتدر موفقیتهای چشمگیری را نصیب جنبش ملی بلوچستان گرداند.

شاخه فرهنگی و تبلیغاتی جنبش با استفاده از تکنولوژی روز توانست به بهترین وجه با رژیم مقابله نماید و مردم بلوچستان را از آنچه که بر آنان روا داشته می شود آگاه نمایند.
مردم بلوچستان در طول سه دهه و یا بیشتر استثمار مغزی و فکری شده بودند و سردمداران تهران ذهن و فکر مردم را با امکانات و وسائل فراوان خود تخدیر و تحمیر کرده بودند ولی جوانان در شاخه فرهنگی با وسائل و امکانات محدود رژیم را در این زمینه با شکست مواجه کردند و پیام جنبش را به سرتاسر بلوچستان رساندند و از انجائیکه بیشتر مردم بلوچستان از انترنت محروم هستند شاخه فرهنگی با تکثیر هزاران سی دی و نوار صوتی و پخش آن در سرتاسر بلوچستان به رشد فکری و سیاسی و آگاهی از حقوق مدنی و سیاسی و اجتماعی افزودند و یاس و نومیدی که سالها بر سر مردم سایه افکنده بود را زدودند و الان کمتر فردی در بلوچستان هست که از سیاستهای ضد انسانی رژیم آگاه نباشدو در فکر رهائی از آن نباشد.
و جوانان فعال در شاخه سیاسی همچنین به پیروزهای بزرگ و موفقیتهای عظیمی دست یافتند و توانستند با سیاستهای رژیم در بلوچستان به خوبی مبارزه نمایند و در زمینه سیاسی هم رژیم را شسکت دهند.
رژیم تهران همیشه نیروهای مبارز بلوچ را در خارج مواد فروش و یا وابسته به وهابیت و تروریسم و در داخل وابسته به آمریکا و استکبار جهانی معرفی کرده است و از این سیاست دوگانه و منافقانه بهره برداری نموده است که به فضل خدا و با تلاش مستمر شاخه سیاسی با همکاری شاخه تبلیغاتی این سیاست رژیم در داخل با شکست مواجه شد و مردم بلوچستان چهره مکار رژیم را دریافتند و در جامعه جهانی هم شاخه سیاسی جنبش با رهنمائی رهبری جنبش تمام اتهامات رژیم را خنثا نمود تا اندازه ای که تلاشهای رژیم برای اینکه اتحادیه اروپا جنبش را در لیست گروههای تروریستی قرار دهد ناکام ماند و در زمینه اتهامات رژیم مبنی بر اینکه مردم بلوچ مواد فروش و قاچاقچی هستند شاخه سیاسی جنبش با همکاری احزاب بلوچستان و شخصیتهای ایرانی توانست ذهن جهانیان را تغییر دهد و دنیا را تفهیم نماید که واقعیت در بلوچستان خلاف آنچیزی است که رژیم ادعا می کند.
جنایت در بلوچستان با انقلاب خمینی آغاز شد و هزاران جوان بلوچ اعدام و تیرباران شدند و رژیم همیشه این اعدامیها را وابسته به موادمخدر می دانست ولی شاخه سیاسی جنبش با برقرار نمودن ارتباط با احزاب و سازمانهای سیاسی و سازمانهای مدنی و حقوق بشری و دادن گزارشهای مستند و مدلل رژیم را وادار نمود تا اعتراف به سیاسی بودن مسئله بلوچستان نماید و در حقیقت شاخه سیاسی جنبش که متشکل از جوانان تحصیل کرده بلوچستان است در یک سال به موفقیتهائی دست یافت که برخی احزاب سالها بدان دست نیافتند.
اما در زمینه نظامی امروز در بلوچستان شکست و رسوائی رژیم برای همگان آشکار است و مزدوران و سردمداران رژیم خود به شکستشان در برابر جنبش اعتراف کردند و جنبش مقاومت در مدت کوتاهی توانسته است بیشتر گروههای نظامی بلوچستان را زیر یک پرچم گرد آورد امری که سالها ناممکن به نظر می رسید اما رهبر جنبش که بالقطع رهبری شایسته و لایق و مدبر و توانا است توانست این امید مردم بلوچستان را به مراحل پایانی برساند و تلاشها برای ادغام دیگر گروهها هم ادامه دارد که در آنصورت ما شاهد یک نیروی مقتدر نظامی در بلوچستان خواهیم بود.
دلاور بلوچ
پیام تبریک و همبستگی جنبش مقاومت مردمی ایران
به مناسبت دومین کنگره حزب همبستگی دموکراتیک الاهواز
به نام خدا
هموطنان ، همسنگران
برگزاری دومین كنگره حزب همبستگی دموکراتیک الاهواز را از صمیم قلب به همه اعضا و هواداران این حزب، خلق عرب و شركت كنندگان محترم حاضر در كنگره تبریك میگوییم.
همرزمان !
حساب سالها و ماههائی که ملل بزرگ و متمدن ترک، کرد ، عرب ، بلوچ ، آذری دارند در زیر چنگال پولادین و آفت زای شئونیسم آخوندی دست و پا می زنند از دست همه ما خارج شده است و جنایتهای رژیم ولایت فقیه روز به روز بیشتر و عزمش هم برای تشدید آنها جزم تر می شود؛ زنان و خواهران ما بی حرمتند ، کودکانمان نشانه گلوله های دشمنند و نوجوانان و جوانان ما در برابر چشمان مادران اشک آلود بر سر چوبه دار دشمن در حال جان دادن هستند.
و همه اینها در حالی اتفاق می افتد که آخوندیسم مصنوعی به همراه ایادی فاشیستش توانسته طرح به جان یکدیگر انداختن و شعله ور نمودن آتش نفاق و تفرقه را در میان مردم ایران به اجرا گذارد و یا حداقل ما را از همدیگر دور نگه داشته تا نشاید وحدت ما تیشه بر ریشه انحصار طلبان دیکتاتور زند و چند روزی دیگر بر حیات ننگینشان ادامه دهند.
دوستان مبارز !
آیا این همه ظلم و جنایت ، استثمار و چپاول رژیم آخوندی ما را به این فکر وانداشته است که با همفکری ، همیاری اتحاد و اعتماد با یکدیگر به جنگ دشمن تا دندان مسلح خود برویم و مردم مظلوم ، ستمدیده و رنج کشیده ایران را از چنگال این اهریمن خون آشام نجات دهیم.
ما یقین داریم که فقط اقوام ایرانی می توانند با اتحاد و همبستگی به توطئه های ننگین رژیم حاکم بر تهران خاتمه دهند و از استثمار ثروتهای ملی و آسملاسیون و ذوب و انحلال فرهنگ کهن خلقهای ایرانی جلوگیری نمایند و این اتحاد می رود تا با سرنگونی رژیم دیکتاتوری و توتالیتر ولایت فقیه ؛ حکومتی دموکراتیک ، غیر متمرکز و مردمی برای همه ایرانیان به ارمغان آورد.
جنبش مقاومت مردمی ایران همه احزاب ، گروهها و سازمانهای آزادی طلب که برای نجات مردم ستمدیده خود قیام نموده اند را به اتحاد ، همبستگی و همیاری دعوت می نماید و پیشاپیش آمادگی خود را برای همکاری با همه گروههای سیاسی و مبارز فارغ از هر نژاد ، فرهنگ ، زبان و مذهب اعلام می نماید.
و در همین راستا از دوستان شركت كننده در این كنگره انتظار میرود كه جهت تقویت و استحکام وحدت و همبستگی احزاب و سازمانهای ایرانی گامهای بلندی بردارند.
با آروزی موفقیت کنگره
جنبش مقاومت مردمی ایران
(جند الله سابق)
People's Resistance Movement of
(Former Jondollah of
http://alahwaz.info/main/index.php?option=com_content&task=view&id=2430&Itemid=40

حادثه اخیر چابهار و مزدوران رژیم در بلوچستان
پس از حادثه چابهار و دستگیری عواملش رژیم و مزدورانش این پیروزی را که توسط پلیس پاکستان آفریده شد جشن گرفتند و تا توانستند از خود و عملکرد خود تعریف و تمجید کردند و فراموش کردند که چند جوان بی تجربه که نفرت و خشمشان آنان را وادار کرده بود چنین اقدامی کنند دو ساعت جاده اصلی یک کشور را با اسلحه های سبک و سنگین مسدود کرده و دهها خودرو را نزدیکی دهها پایگاه و پاسگاه متوقف کردند و بیش از بیست نفر را در روز روشن بدان سوی مرز بردند و از افتخار آفرینان سپاه و سربازان امام زمان هیچ خبری نشد و همه در لانه هایشان مخفی شده بودند همانطور که عادت همیشگی شان است.
اما دولت پاکستان بر دوستان ایرانی خود منت نهاد و صله ملیاردها تومان اهدائی استاندار را با دستگیری عوامل حادثه چابهار داد و این هم چنان سر وصدائی نداشت که چند جوان بی تجربه و آموزش ندیده را دستگیر کنند.
اما برای استاندار جاهل و تیم متعصبش همین دستگیری به خاطر شکستهای مکررش در برابر جنبش یک معجزه آسمانی بود و استاندار و تیمش فورا سر و صدا براه انداختند و جشن و پایکوبی برگزار کردند و دستگیری چند جوان را پیروزی بزرگی برای خود قلمداد کردند و تا توانستند گوش اربابان تهرانی خود را پر کردند که ما چنین کردیم و چنان کردیم غافل از اینکه بودجه های ملیاردی بلوچستان ایران به جیب مسئولان و پلیس پاکستان رفته است تا نانی برای استاندار فقیر و بدبخت بلوچستان ایران بپردازند.
یکی دیگر از مسئولان نظامی استان که در جنایت و آدم کشی شهره آفاق است منظورم غفاری فرمانده نیروی انتظامی است هم از دیگر سجاده نشینان قدرت در بلوچستان از نیروی انتظامی و عملکرد افتخار آفرینش در حادثه اخیر که ده کیلومتر با محل حادثه فاصله نداشتند تعریف و تمجید نموده که فورا دست به کار شدند و به خوابگاههایشان رفتند و بالای تختها نه ! بلکه زیر تخخوابها پنهان شدند تا اینکه صدای گلوله ها به پایان رسید و باز هم نیم ساعتی استراحت کردند تا کاملا از امنیت منطقه مطمئن شوند.
غفاری در نطق مطبوعاتی خود به مردم بلوچستان اهانت کرد و حتی اشارتا علما و روحانیت اهلسنت را که گاها به حقوق تضعیع شده مردم اشاره می کنند تهدید نمود.
او طی سخنانی توهین آمیز مردم بلوچ را نادان و جاهل و اشرار و قاچاقجی معرفی کرد و گفت :کسانی که تا دیروز معتاد و (بدکی) کوله باری می کردند و کالا قاچاق می کردند امروز سیاسی شدند و دم از حقوق می زنند او به طور مثال از دو نفر به نام عمر و عثمان نام می برد که تا دیروز در منطقه چابهار به صورت کوله بار برای دیگران کار می کردند امروز به اصطلاح به نیروهای سیاسی تبدیل شدند.
فرمانده مزدور نیروی انتظامی در بخش دیگری از سخنانش روحانیت و علمای منطقه را اشارتا تهدید کرد و گفت : تا زمانیکه برخی افراد ادعای سهم خواهی و حضور در قدرت و مسئولیتها دارند مسائل نا امنی در منطقه باقی خواهد ماند.
آقای غفاری و دهمرده و شهریاری فکر می کنند با دستگیر کردن چند جوان که هیچ تجربه ای نداشتند و مرتکب اشتباهی شدند توانسته اند یا می توانند مبارزات آزادی خواهی در بلوچستان را سرکوب کنند در صورتیکه خودشان می دانند که امروز دیروز نیست و اگر جوانان بلوچ دیروز کوله بار داشتند و از سیاست و وضعیت خود مطلع نبودند امروز به برکت رهبری و فرماندهی عبدالمالک جوانان بلوچستان هویت خود را بازیافتند و دریافتند که باید آزاد زندگی کنند و خود بر خود حکم برانند و خود را از یوغ متجاوزان و ستمگران برهانند.
جوانان بلوچستان دریافتند که کوله باری و قاچاق درد آنان را دوا نمی کند و امروز به جای کوله بار اسلحه بر شانه انداخته و برای آزادی خود و سرزمین خود می جنگند.
جوانان بلوچستان عهد کردند دیگر دست به قاچاق نزنند و خود و خانواده و مردم بلوچ را بدبخت نکنند و عزم کردند سرزمین خود را نجات دهند و زندگی سالم خود را بر آن بنا نهند و دست چپاولگران و استعمارگران را از بلوچستان برای ابد قطع نمایند.
آقای غفاری! آزادی و عدالت و برابری امروز ایده جوانان این مرز و بوم شده است و مقاومت و نبرد و مبارزه روش زندگی جوانان دلیر و غیور بلوچستان شده است. آن کوله بار و قاچاق را از ذهن کثیفت بدر بیار زیرا دیروز این جوانان را رهبری نبود تا رهشان نشان دهد ولی امروز رهبری از طبقه خود یافتند که راه مبارزه را به آنان نشان داده است و هیچ قدرتی نمی تواند این اندیشه را خموش نماید و مرگ و اعدام و کشتار افراد اندیشه و تفکر آزادی را پایان نمی دهد بلکه آن را رشد داده و تبدیل به درخت تنومندی می کند که نه تو و نه اربابانت را یاری مقاومت در برابرش نخواهد بود
به امید آن روز
دلاور بلوچ
دوست عزیز امید وارم شاد و در مبارزات روز مره اتان موفق باشید - شما از گردانندگان سایط جبهه گله نموده اید که اطلاعات کافی ندارند از بلوچستان -فقط در نقطه ای نویسنده اشاره نموده اند که شاید بعضی بیگناه کشته شده اند- در کدام حرکت مسلحانه هست که بیگناه کشته نشود -تازه این نظر جبهه هم نبوده ایشان نظر خود را بیان کرده من نوشته ایشان را 3 بار خواندم -همه این حرفهای این آقا را شما قبلان در نوشتارتان گفته اید فقط در جائی اشاره به کشتن افراد بیگناه کرده اند به همین دلیل گردانندگان سایت تجربه ندارند دوست عزیز تازه اول کار هست باید انتقاد را پذیرفت و واقعیت ها را باید گفت هر چند که میل طبع من نباشند.-حال اگر دل شیر نداری سفر هند مکن.
کامیاب باشید
پاسخی کوتاه از دلاور
عزیزم ممنون که مطلب بنده را مطالعه نموده و نظرات خود را نگاشتید من فقط یک جزو کوچک از نوشته امید را مورد نقد قرار دادم و امید دارم نقد من کسی را ناراحت نکند.
چون می دانم و اطلاع هم دارم که طبق اساسنامه جنبش مقاومت به هیچ وجه افراد عادی هدف قرار نگیرند و جنبش در این مورد صدها اطلاعیه و اعلامیه داده است و عملکرد جنبش طول یک سال گذشته در برابر این گونه حرکتها این امر را اثبات می کند ولی رژیم ادعاهای دیگری می کند و حداقل روشنفکران بلوچ که ماهیت رژیم مکار و فریبکار را می دانند نباید قربانی شوند و خودشان ولو اشارتا مهر تائید بر تبلیغات رژیم نهند.
بنده به همه احزاب و شخصیتها و سازمانهای بلوچستان قلبا احترام می گذارم و هرگز قصدم از این نوشته اسائه ادب به کسی نیست فقط می خواستم حقیقت را روشن نمایم.
اگر کسی از این نوشتارم رنجیده پوزش می طلبم و امید دارم با هماهنگی و اتحاد به سوی بلوچستان آباد و سربلند گام نهیم.
دوستدار شما دلاور
جنایت علیه بلوچستان حرف امروز نیست!
در حالی که سایتهای بلوچستان را بازدید می کردم که نگاهم به مطلب یک نویسنده به ظاهر بلوچ برخورد که اپوزیسیون فارس را مورد ملامت و سرزنش قرار داده بود که چرا در قبال جنایت ضد بشری رژیم تهران سکوت پیشه کردند و در لابلای نوشته اش ضمنا جنبش مقاومت مردمی ایران را متهم به کشتار مردم عادی نموده است که جهالت خود را از اوضاع بلوچستان به نمایش گذاشته است.
بلوچستان امروز صحنه درگیری و میدان جنگ رژیم تا دندان مسلح و مبارزان بلوچستان است که با اندک اسلحه در برابر آن ایستادند و با یک سال مبارزه نظامی و سیاسی توانستند جنایات رژیم تهران را در جهان افشا نمایند و از هویت و مردم خود دفاع کنند.
رژیم تهران که از بدو وجودش با جنایت و سرکوب و حمله به هویت و فرهنگ و مذهب مردم بلوچ در بلوچستان آغاز به کار کرد و جنایاتش حاصل نتیجه مبارزات جنبش مقاومت نیست و شاید این عزیز نگارنده از تاریخ انقلاب خمینی و از وضعیت بلوچستان بی خبر است و تازه به برکت مبارزات جوانان بلوچ از وضعیت بلوچستان اندک اطلاعی یافته است و فورا پشت صندلی کامپیوتر نشسته و صفحه ای به اندازه اطلاعات ناقص خود سیاه نموده است و سایت جبهه متحد !!! هم چون گردانندگانش هم اطلاعات ناقص دارند این مطلب را منتشر نموده است.
جنایت در بلوچستان و کشتار و اعدام از یک سال قبل نیست بلکه اگر نگاهی به آمار اعدامیان و مقتولین در طول سه دهه انقلاب خمینی بیاندازیم آمار سالهای گذشته به مراتب بیشتر از آمار سال گذشته است که چند نمونه را طبق اطلاعات خودم اینجا ذکر می کنم:
در طول سه دهه گذشته 1200 جوان ناروئی در مناطق مختلف بلوچستان یا اعدام شدند و یا تیرباران و در درگیریها کشته شدند.
در طول سه دهه بیش از 3000 جوان اسماعیل زهی در بلوچستان اعدام و گلوله باران و یا زیر شکنجه کشته شدند. که از این میان 1300 جوان اسماعیل زهی روی مین های کاشته شده در بین استان کرمان و بلوچستان جان خود را از دست دادند.
900 جوان قنبرزهی در این سه دهه اعدام و تیرباران و روی مین رفتند.
850 جوان ریگی در مناطق مختلف اعدام و گلوله باران شدند
بیش از هزار جوان یارمحمدزهی در بلوچستان طول انقلاب خمینی کشته شدند.
همچنین بیش از هزار جوان گمشادزهی در درگیریها کشته شدند و یا در زندانها اعدام و تیرباران شدند.
این فقط کشته شدگان از طوائف بزرگ سرحد بلوچستان است جدا از طوائف دیگر و کشته شدگان مناطق دیگر.
این دوست بهتر است برود به روستاهای نصرت آباد و دومگ و بینند که بسیاری از روستاهای این مناطق به طور کامل از مرد خالی هستند و مردان این مناطق توسط مزدوران زابلی رژیم به شهادت رسیدند.
اما کشته شدن چند مزدور در کاروان دولتی بین زاهدان و زابل بر این دوست گران تمام شده است و آنها را بی گناه معرفی کردند بهتر است بدانند این کاروان استاندار سیستان بود که بعد از مراسمی در زابل راهی زاهدان بودند و مبارزان به این کاروان حمله کردند و می توانستند تمام سرنشینان خودروها را مورد حمله قرار بدهند اما باز هم به خاطر اینکه شاید در این میان فرد بی گناهی کشته شود ایست بازرسی زدند و افراد نظامی و بسیجی و دولتی را از جمله فرماندار و مسئول عقیدتی سیاسی نیروی انتظامی به هلاکت رساندند و هفت نفر را از جمله محمد شاهبازی افسر بلند پایه سپاه و مجید نجار افسر سپاه و هراتی افسر نیروی انتظامی و رئیس حراست اطلاعات هلال احمر ایران و چند نفر دیگر را به اسارت گرفتند.
و حتی مبارزان به خودروی استاندار که به ایست توجه نمی کند شلیک نمی کنند که نشاید افراد عادی در این میان کشته شوند و استاندار جان سالم بدر می برد.
ولی شاید به نظر این دوست نگارنده مطلب این اشخاص بی گناه بودند چون رژیم و ایادی بسیجی اش گفتند افراد بی گناه کشته شدند و این آقای جبهه ای این دروغ را بوسیده و مستدل نوشته خود قرار داده و جنبش را متهم به کشتن افراد بی گناه کرده است.
کشتار مردم بی گناه شیوه رژیم حاکم و مزدوران زابلیش بوده است و از انسانیت و شرافت مردم بلوچ سوء استفاده نموده و در ظاهر دوستان و همسایگان زابلی شکنجه گران و خنجر زنندگان بر ملت بلوچ بوده اند و این همسایگان خائن همیشه به فکر تحلیل بردن ملت بلوچ در سرزمینشان بوده اند و شاهدش زاهدان می باشد که آقای شهریاری قبل ازتاسوکی بارها از تقسیم بلوچستان به دو استان سیستان و بلوچستان حرف می زد و می گفت زاهدان و زابل دو شهر سیستان و بقیه شهرهای بلوچستان هستند که عملیات تاسوکی این طرح را نابودکرد و وقتی بعد از تاسوکی در این مورد از شهریاری سوال شد گفت : از این سوالهای نکنید که استکبار جهانی سوء استفاده می کند.
وقتی افرادی همچون شهریاری و دهمرده و میر که دستانشان آلوده به خون هزاران جوان بلوچ هست به نظر این نویسنده بی گناه هستند و حتما باید هزاران جوان بلوچ که در طول سه دهه کشته شدند گناهکار هستند.
بهتر است این دوست به جای متهم نمودن اپوزیسون خود کمی بیشتر به خود زحمت دهند و اطلاعات خود را در باره بلوچستان افزایش دهند و بیجا مبارزان سر بکف بلوچستان را متهم به این و ان نکنند.
دلاور بلوچ
سلام بر شیر مردان بلوچ
سلام بر آهنین مردان و استقامت پیشگان راه آزادی
سلام بر استقامت رهروان راه جهاد و دفاع از مام میهن
سلام بر شهیدان راه خدا
سلامی از بلوچستان مهد دادشاهان که تاریخ گواه است چگونه داد مردم از شاه ستاندند و اینک سلام بر مردان مرد از تبار دادشاه و از تبار چاکر و گوهرامها که اینک به مانند صلابت بی مثال کوه ایستاده اند تا داد مردم را از دست خفاشان خون آشام باز ستانند.
سلام بر شما
و درود بر شما
فرزند بلوچستان
با نگاهی کوتاه به تاريخ کهن سرزمينمان، درخواهيم يافت که بيگانگان همواره با اهدافی چپاولگرايانه
به بلوچستان يورش آورده وجان ومال ملت بلوچ را مورد تعرض قرارداده اند. انوشيروان ظالم،....، مغولها، قاجاريان، پهلويها وآخوندها، دردشمنی به بلوچها با همديگربه رقابت پرداخته اند.
رژيم جمهوری اسلامی ايران که با پشتکاروهمکاری جوانان ونيروهای مترقی وانقلابی بلوچ به پيروزی رسيد( زمانيکه زابليهای متعصب وجنايتکارحاکم کنونی يا حلقه به گوش شاه بودند ويا جراَت مبارزه با سيستم گذشته را نداشتند)، به جای رعايت حقوق مردم بلوچ، سرکوب وکشتارآنان را درسرلوحه برنامه های خويش قرارداد.
واما به حق ميتوان ازدولت احمدی نژاد بعنوان خشن ترين وضد مردمی ترين رژيمهائی که تا کنون برايران حکومت کرده اند، نام برد. وی ازهمان روزهای آغازين حاکميتش، به دليلی که مردم بلوچ ملتی جداگانه وسنی مذهب بوده وبه اوراَی ندادند، آشکارا با آنان به دشمنی برخاست ودرصدد برآمد تا متعصب ترين باندهای زابلی را که به عبارتی همسايگان نمک نشناس بلوچها بودند، سازماندهی کرده وبه جان مردم بيدفاع بلوچ بيندازد وبدينترتيب آنان را سرکوب وازصحنه خارج سازند.
باند جنايتکاردهمرده ـ شهرياری، با دستاويزقراردادن عمليات تاسوکی، خواهان نظامی ترکردن هرچه بيشتربلوچستان شده وبا آوردن جلادی بنام " نکونام" ازتهران، عملاً قتل عام بلوچها را دردستورکارخويش قراردادند. جوخه های اعدام مجدداً فعال گشتند وجلادان ملت بلوچ با بيرحمی هرچه تمامتربه جان جوانان ونوجوانان بلوچ افتادند وهمه روزه شماری ازآنان را درکوچه وبازارحلق آويزکردند ويا درمعابرعمومی به رگباربستند تا بدين ترتيب به اهداف شوم خويش برسند. اين روند با گذشت قريب به ۲سال همچنان ادامه دارد وتاکنون هزاران قربانی گرفته است.
تبهکاران حاکم، همزمان با گسترش کشتارمردم عادی وبيگناه بلوچ، برسياست دراقليت قراردادن مردم بلوچ دربلوچستان که طرح کهنه شوونيزم حاکم است، سرعت بخشيده وبا باطل ساختن شناسنامه عده کثيری ازبلوچها واخراج آنها ازبلوچستان به عنوان افغانی وپاکستانی، کوچانيدن فارسها به شهرهای مختلف بلوچستان ازجمله زاهدان وچابهار،... بلوچ ستيزی خويش را آشکارترساختند. مسئولين رژيم جنايتکارتهران که درگذشته موزيانه عمل ميکردند وشعارهای بظاهرفريبنده ای همانند برادری وبرابری شيعه وسنی طرح وبه خورد مردم ميدادند، پرده ريا وتزويررا به کناری زده وعلناً برعليه مذهب واعتقادات دينی بلوچها تبليغ کرده وجزوه وکتاب پخش ميکنند.
سرکوبگران ملت بلوچ برای هيچ بلوچی احترام قائل نيستند وهمه را دشمن خويش ميدانند. ازمولوی گرفته تا سران قبائل، ازدانش آموزودانشجوگرفته تا کارمند، ازکسبه وبازاری گرفته تا دهقان وکارگر، همه وهمه را درلباس بلوچی مورد توهين واذيت وآزارقرارميدهند. بلوچ درسرزمين خويش بيگانه است ومزدوران رنگارنگ آخوندها درلباس بيگانه، عرصه زندگی را برمردم بلوچ دربلوچستان تنگ ساخته اند.
تمامی جنايات وحشيانه اين مدعيان "تمدن کهن ايرانی!!!"، درپوشش " برقراری امنيت" درشهرهای بلوچستان ادامه دارند. آنان درمحاسباتی غلط وغيرواقعی، چنين تصورميکردند که با افزايش کشتارجوانان ونوجوانان وزندانيان بيدفاع بلوچ، به ايجاد رعب ووحشت خواهند پرداخت و براحتی بلوچستان را ازبلوچ خالی وبه تصرف کامل درخواهند آورد. غافل ازاينکه خون شهدای بلوچستان به هدرنخواهد رفت وبا شهادت هربلوچی، دهها وصدها بلوچ ديگر بپا خاسته وجهت کسب حقوق ملی ملت خويش مبارزه خواهند کرد.
روند ۲سال اخيربه عينه نشان داده است که سران بی تدبيررژيم، چه درتهران وچه دربلوچستان، درک درستی ازخصوصيات مبارزاتی مردم بلوچ نداشته اند. اگرقبلاً" جندالله" به عنوان تنها گروه فعال نظامی درمنطقه محسوب ميگشت، هم اينک شاهد فعاليت دهها نيروی مسلح جديد درمناطق مختلف بلوچستان هستيم که با اهداف سياسی اعلام موجوديت کرده وبه مزدوران سرا پا مسلح رژيم ضربات کاری وارد ميسازند. اطلاعات موجود حکايت ازگسترش اين روند دارد واميد آن ميرود تا با هماهنگی های لازم بين تمامی گروههای نظامی بلوچستان، جبهه ای وسيع برعليه رژيم جهل وجورحاکم ايجاد گردد.
اعدام وکشتارجوانان بلوچ گرچه فاجعه ای انسانی برای بلوچستان محسوب ميگردد، اما افراطيون زابلی با اين اقدامات رزيلانه وبلوچ ستيزانه خويش، برخاکسترخشم ملت بلوچ دميده وآنرا شعله ورساختند. شعله ای که هم اينک زبانه کشيده وهرگزخاموش نخواهد شد، مگراينکه دشمنان مردم بلوچ وقاتلان فرزندانشان را نسوزاند وخاکسترنکند.
اميربلوچ
۱ شهريور ۱۳۸۶
به نام الله
جنبش مقاومت مردمی ایران ( جندالله ) به اطلاع عموم مردم ایران وباالاخص مردم خون گرم بلوچستان می رساند که امیرعبدالمالک بلوچ رهبری جنبش مقاومت مردمی امروز پنج شنبه ۱ شهریور ۱۳۸۶ مقارن با ساعت ۱۸:۳۰به وقت ایران در مورد مسائل اخیر بلوچستان بادکترعلی رضا نوری زاده درشبکه ی ماهواره ای کانال یک مصاحبه دارند .
جنبش مقاومت مردمی ایران ( جندالله )


